گاهي هيچ چيز براي گفتن نيست…
اين نگفتن بيشتر از هزاران بار تكرار است…شايد هم دردناك تر…
گاهي جايي براي رفتن نيست..
گاهي نتي براي خواندن نيست…
گاهي هيچ براي فكر كردن نيست…
گاهي هيچ براي جواب گفتن نيست…
گاهي خنده ها…خنديدن ها…جوابگو بودن ها…انديشيدن ها…چقدر بي ثمر…گاهي چقدر زيبا…
…گاهي
…گاهي
…گاهي
تا كنون دقت كرده اي كه اي كاش ها…گاهي ها…ميشد ها…نشد ها…بودن ها…نبودن ها…و همه اين افعال چقدر زياد ميشوند؟؟؟
گوش كن به نوايي كه از نزديك ترين مكان به گوشت ميرسد…از كمترين فاصله نوري كه به چشمت ميرسد…
.
.
.
.
.
.
.
.
خسته شدم…بازي با كلمات اذيتم ميكنند…
كاش ميشد فقط سكوت كرد و نفس كشيد…
اين هم كليشه شد…
سكوت و نفس كشيدن…
پ.ن.1
به قول بابام كه ميگه
بيخال ادبيات و اينا…بيا بگير بشين دو كلمه حرف حساب و مردونه بگو پسر..
پ.ن.2
پايان سال روز به روز نزديك تر ميشه…
سال متفاوتي بود
براي شما چطور؟
…گاهي
February 24, 2012 | 40 Comments
February 24, 2012 2:50 pm
من عاشق حرفای مردونه ام

سال طولانی و سختی بود
February 26, 2012 11:59 am
اوهوم اوهوم…

از كدوم نوعش؟
و اين كه در مورد سال هم…
به قول يه دونه عمه هعي
February 24, 2012 9:15 pm
سلام بر اندیشمند عزیز
چقدرم خسته ام…واقعا
و چه وصف حالی بود-
تکرار!!!!
و
خلاء
…حس خوبیه…میشه کمی “وزن بودن”رو حس کرد
“یک ماسه از روی زمین بردارید و وزن بودن را حس کنید”؛!!!!
بقول داداشم….
گفتم از باباتون میگید..ماهم کم نیاریم
؛
درود بر پدرتون
خسته؟؟؟….؛……
…..
…
..
.
90 سال بدی نبود؛همین
یکم زیادی با روانم بازی کرد
اما این هم گذشتااااااااا…4،23 روز دیگه
تموم میشه
همون “این نیز بگذرد”ِ خوب و دوست داشتنی
“این نیز بگذرد”؛
….
February 26, 2012 12:02 pm
و چقدر اين كلمه از من دوره…انديشمند…
سلام عمه جان…
بله..تكرار….نكته ها ي ظريف…بعضي نفس هاي حبس شده…بعضي روياهاي نديده شده…
من ميگم ماسه شايد براي احساس وزن بودن خيلي سنگين باشه…افكار خودمون چطوره عمه هوم؟
در مورد بابا هم بگم كه بله…ايشون تاج سرن
در مورد سال 90 هم كه…بعدا نظر خودم رو اعلام خواهم كدر..در مطلبي مجزا
February 24, 2012 9:31 pm
باباتون…!؟؟
)
پس بالاخره سکوت هم کلیشه شد… راه فرار قدیمی برای فرار از جوابهای سخت، یا راهی آسان برای فریفتن عوام! یا شایدم راهی ساده برای بیان “فهمیدم که فهمیدی”…!!!ـ
سال 90… پناه میبرم به خدا ازین سال!!! سالی به تمام معنا سرشار از خوشی و تلخی!! جمع بی بدیل شادی ها و ناراحتی ها!!ـ
سال 90 چند بار اشک ریختم، چندبار از شدت شادی و چند بار هم از شدت ناراحتی….؛
February 26, 2012 12:03 pm
PA NA PA

بله…سكوت هم كليشه شد…و چه تعبير جالب زدي
خيلي دوس داشتم..همونيه كه بايد…
بله سال 90…سالي به معناي تمام پر از پارادوكس…
………..
………
و..
February 24, 2012 10:24 pm
هی وای من…..
؛
90 پس کلا سال تلخ و شیرینی بوده…
و
کمی بطعم خرمالو!!!؛
البته هیچ وقت نچشیدم!؛
…
February 26, 2012 12:05 pm
به نظر من واقعا سال سينوسي يود…
)))
و اين كه
شايد هم لمو شيريني كه اگه چند دقيقه بذاريش تلخ ميشه
February 25, 2012 11:26 am
همیشه کلماتی هستن واسه گفتن..ولی به نظرم وقتی حس میکنی اون کلمات مناسب بیان احساست نیستن بهتره مدتی سکوت کنی..
یوسف
February 26, 2012 12:05 pm
اوكي..
February 25, 2012 11:34 am
چطوری ام دی داف خودم
)
خب بیا حالا بشینیم حرف مردونه بزنیم .. دیدی پیاز کیلویی چند شده ؟!
واسه من سال تقریبن خنثایی بود .. هم خوبی داشت و هم بدی .. اما امیدوارم سال جدید واسه همه سبد سبد خوبی داشته باشه ..مخصوصن واسه تو ام دی داف جون
February 26, 2012 12:06 pm
WOW

من كه ميگم قيمت اين ابزارا لات لهو لعب و خشن براي امور نا مناسب و پيشگيري و اينا زياد قيمتش رفته بالا….
و اين كه
اميدوارم تو يكي سال 91 متاهل شي من يكم بهت بخندم
February 26, 2012 1:43 pm
لیمو شیرین؛
دروغ بزرگ خلقته!!!!؛
اما
مـــــفــیده
…
افکار ما..که نظریهء وزن بودن” رو کلا رد میکنه
هوم؟….؛
February 27, 2012 10:42 pm
ليمو شيرين…
ياد اون پستي افتادم كه در مورد پارادوكس ها و اينا بود…تلخ شيرين
افكار ما…
گاهي نگاهي عميق تر بهشون نيازه…
يا شايد هم نگاهي ديگر
February 27, 2012 3:49 am
سالها همه مثل همند
حرف اما اگر نبود
چه مردانه چه از نوع ادبی
انسان نبود
به جای اون
اشیاء صاحب مقام میشدند
مثل
میز.
بوسس
February 27, 2012 10:43 pm
سلام مهدي جان…
خيلي خوش اومدين
و اين كه…
يه حرفايي هميشه هست
February 27, 2012 4:11 pm
الحق ک شعر بسیار بسیار زیباییی بوووود خیلی حالیدم…..
خسته شدم…بازي با كلمات اذيتم ميكنند…
كاش ميشد فقط سكوت كرد و نفس كشيد
البته شعر ک نه من اسمشو میذارم شعر……
February 27, 2012 11:13 pm
: برای عرض ارادت
ز میوه های بهشتی چه ذوق دریابد؟
هر آنکه سیب،زنخدان شاهدی نگزید
March 1, 2012 5:06 pm
بسي به فكر فرو رفتم…
March 1, 2012 4:57 pm
ُسسسسسسسسسلام آیدین جون
واقعا منو ببخش که انننننننننقدر بی معرفتم
خب پستت مثل همیشه عالی بود..
ج پی ان هم اینکه اووم..
زیاد سال خوبی برای من نبود سال 90
پر از اشک و شکست و اینا بود !!
امیدوارم این چندروز باقی مونده اش به خوبی و خوشی بگذره
و سال جدید رو پر انرژی و شاد و شنگول آغاز کنیم همگی ! :*
March 1, 2012 5:07 pm
wow
سلام خاله جونم…
اين چه حرفيه…نداريم از اين حرفا ها…مهم اينه كه خبر خوبي و خوشي شما رو از هرجايي شده در بيارم و خوشحال باشم…
و سال 90؟
E?
اميدوارم سال بعدي خوبي و خوشي باشه و براي شما هم پر عشق و شادي و.اينا
March 2, 2012 9:02 am
مرسی آیدین جون
وااای نه این آرزو رو نکن توروخدا !
عشق میخوام چیکار [ناخوش]والا!!
March 3, 2012 7:10 am
بیا بشین باباجان، بیا دو کلوم حرف مردونه بزیم تو دیگه بزرگ شدی پسرم، وقت زن گرفتنته
خیلی قشنگ بود، مخصوصا
“گاهي هيچ چيز براي گفتن نيست…
اين نگفتن بيشتر از هزاران بار تكرار است…شايد هم دردناك تر…”
از اینجاش خیلی خوشم اومد، موافقم
March 3, 2012 10:09 pm
زندگی…..
میشنوم
چقدر زیباست
و
مثل هر زیبایی بی رحم..
اما نه
بعضی زیبایی ها مهربانند..مثل یک صدا
بعد از مدتها
که از آخرین شنیدنش مدتها میگذرد
…
March 4, 2012 1:43 pm
تو نمی خوای کاندیدی بشی؟؟؟؟؟
March 5, 2012 5:22 pm
هی روزگار…برات آرزوهای زیادی داشته و دارم..عزیز عمممه




مبـــــــــــــارکه
هووووووووو
آهااااا…
همه با هم یک صدا…
به افتخار این دو شاه داماد!!!!
March 5, 2012 8:09 pm
ته سالن با شما عمه…جلوي سالن رو هم ميديم به حسين غريبه واسه رقص و اينا
March 5, 2012 6:09 pm
تبریــــــــــک :*
March 5, 2012 8:10 pm
مرسي خاله جونيم
March 6, 2012 6:21 pm
ساقیا آمدن عید مبارک بادت!!!!!!..
)
آق دومّاد!!!..یک پستی هم آپ بفرمائید هرچه زودتر…قلب امتی نگرانه
مبادا تاهل!!!شمارو از آآآآسمان غافل کنه؟؟
مبادا نکته های آق مهرداد جهت تحکیم بنیان خانواده اوردوز اعمال بشه… مبادا..
عزیز عمه من پیش اق حسام ابرو دارما!!!
(:آیکن من سر پیازم الان؟؟؟؟)…
March 6, 2012 8:18 pm
WOW
ميگن هچ جا خونه خود ادم نميشه..راست ميگنا
نه عمه جان…حواسم هست…به همه چي حواسم هست…
ولي خوب از تحكيم بنيان ها نبايد به سادگي گذشت و نكت بسيار ارزشمند مهرداد جان رو هم نبايد فراموش كرد…
March 7, 2012 8:56 pm
آیدین جان
به شما و حسام عزیزم تبریک میگم
امیدوارم همیشه همه جا شاد و با هم باشین
بوسس
March 9, 2012 12:07 pm
فعلا یه حاضری بزنم نگین این اشکان به ما سر نمی زنه
March 9, 2012 1:22 pm
بابا مبارکه….عزیزم……خیلی مبارکه…..
من نمی دونستم تو و حسام باهم……بدو بدو مبارک بدو…..
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خیلی خوشحالم…………..
خیلی………………واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
بووووووووووووووووووووووووس
March 9, 2012 2:57 pm
به خواهرم میگم شیرشو حلالت نکنه اگه پست جدید نذاری !!
March 9, 2012 8:16 pm
ای بابا. بخدا من کامنت گذاشتم
(((((((((((
نمی دونم از دیشب چه مرگش شده این نت
هر کدوم از وبلاگ بچه ها کامنت گذاشتم نرسیده
March 10, 2012 10:47 am
آیدین جان اومدم که وصلتتونه تبریک بگم

اشالا به پای هم پیر شین نو دومادا
از همین جا به حسام هم تبریک میگم چون سرعتا خیلی افتضاحه نمیتونم برم وبلاگشس، وبلاگ تورو هم به سختی باز کردم
بهرحال آرزوی خوشبختی و عشق واستون می کنم،
March 12, 2012 11:41 pm
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجه تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجه
نویسندهء بلاگ،،آیدین(باران)جان،سلام میرسونن
در صحت و سلامت کامل،،ودر پناه امن عیش و خوش گذرونی!!!؛
پست بعد رو در روزهای اینده خواهد گذاشت
احتمالا رفتن ماه عسل!!!
)) ؛
March 18, 2012 4:23 pm
سال نو مبارک.
March 19, 2012 7:40 pm
سال عالی ای رو برات خواهانم آیدین جان-؛
امیدوارم سرشار از تندرستی و آرامش و عشق باشه
و
پر از هرآنچه که در پی اش هستی
موفق و پایدار باشی عزیز عمه-؛
91 مبارک